بدان ژانویه 27, 2010
Posted by ehsan11m in فرزندم.Tags: فرزندم, نامه های بی نشان
comments closed
فرزندم، بدان که همه (مثل تو) فکر میکنند که درست فکر میکنند.
بدان که همه (مثل تو) به خودشان حق میدهند که ناحق باشند، اما به دیگران…
همه، مثل تو هستند. کمی عادل باش.
خسته فوریه 23, 2009
Posted by ehsan11m in ناله, شخصی.Tags: ناله
add a comment
خسته ام از این زمونه… فریاااااااااااااااااااااااااااااااااد
شاید اوت 12, 2008
Posted by ehsan11m in خزعبلات, شخصی.Tags: خزعبلات, شخصی
1 comment so far
شاید آنچنان که باید… نشاید!
هیچ وقت دلم نیومده! حتی امروز
می دونم دیر می شه… بشه. مهم نیست… هست؟!
ناله اوت 10, 2008
Posted by ehsan11m in ناله, شخصی.Tags: ناله, ترانه, شعر
add a comment
همه شب نالم چون نی
که غمی دارم
دل و جان بردی اما
نشدی یارم… نشدی یارم… نشدی… یارم!
آدمها… ژوئن 5, 2008
Posted by ehsan11m in ادبیات.Tags: نادر ابراهیمی, ادبیات
add a comment
خدا رحمت کند نادر ابراهیمی را…
امروز خبر را که شنیدم باورم نشد. هر چه پرس و جو کردم، نتوانستم به خودم بقبولانم که رفته…
یاد کرمان افتادم و اولین جشنواره کتاب کودک و نوجوان ( که فکر کنم آخرین هم بود!)
طوماری امضا کردیم، همه نویسندگان برای اینکه کسی پیدا شود و از این پدر ادبیات ما تقدیری، تشکری چیزی کند. باشد که یادش بوده باشیم، نه بیشتر! اما نشد…
دوره ی مسجدجامعی وزیر گذشت و به صفارهرندی رسید و نام ابراهیمی هم برده نشد!!! گذشت، خدایش رحمت کند. از امروز ببینید این آدمها که آن روز هیچ توجه نکردند چه واویلا سر دهند و بلبشو کنند و آه و فغان…
لعنت بر پروپاگاندای مرده پرستی… و حیف نادر ابراهیمی…
دوستش می داشتم و می دارم!